دخترای بد

سلام بچه ها عیدتون مبارک

یادش بخیر هفت سینامون تو کلاس

ترقه هامون تو سالن

آتیشامون تو حیاط

دلم لک زده واسه سوت زدنای خانم غفاری

واسه بمیری های خانم قویدل

به سلامتی همشون

به سلامتی همتون

عیدتون مبارک

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 7:43 AM توسط یه دختر بد|

راستی دخترا رمز وبلاگو عوض کردم پایین تو ادامه می زارم رمزو

رمزشم خلاصه اسم کلاسه همون که رو تخته می نوشتیم


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 9:11 AM توسط یه دختر بد|

بچه ها دلم لک زده واسه کلاسمون واسه شیطونیامون واسه زنگای بیکاریمون دلم شدید هواتونو کرده

 

نامردا مگه قرار نبود تا آخرش باهم باشیم و همو فراموش نکنیم ؟

 

 

یاد اون روزا به خیر...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 9:6 AM توسط یه دختر بد|

Slm saba jonam Leylam kojayi dokhtar nisti Delam barat badjori tang shode Omadi inja shomarato bezar ya man mizaram behem z bezan Badjori delam mikhad bebinamet
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳ساعت 11:54 AM توسط یه دختر بد|

اینجا پارک ملت نیس به دختر مردم شماره بدی

جمع کن خودتو

مث بچه آدم بخون و برو

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 17:27 PM توسط یه دختر بد|

این دوس پسرت با اون یکی دوس پسرت دوست نباشه صلوااااااااااااااااااات ..  

 
 

 

به سلامتی پسری که اگه قشنگ ترین دختره دنیارو هم

تو خیابون ببینه سرشو میندازه پایین و زیرلب میگه:   

    میرم جلوتر شاید بهترشو دیدم...!!

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 18:48 PM توسط یه دختر بد|

هوووووووووووووووووووووووووی صبای حسود من کجا بلد نیستم شماره بگیرم ؟ چشاتو درمیارما

شماره میخوام چیکار پسرا تا منو میبینن ذوق مرگ میشن خودت که دیدی پس دیگه هششی نگو

لی لی جونم تو چطوری ؟ کنکوووووووووووووووووووووووووووووووووووور چی شد ؟ من وضعم خوبه اما فک نکنم تبریز قبول شم خدارو چه دیدی شایم شدما

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:39 PM توسط یه دختر بد|

سلام لیلا خوبی؟ صبام

وااااااااااااااااااااااااای لیلا خسته شدم از مدرسه ها. باورت میشه میترسم تو دین و زندگی قبول نشم!!!!!!! نخند اشح!

همشو دارم به زور پاس میکنم. توچه چخبرا؟

اخه الاغ چیه اون الاغ رو دست داری؟! داش باشو وا. اون ادمه اخه. تو کی میخوای بزرگ شی. واقعا که سفح سن

لیلا بتر داریخیرام.

داهه نخبر؟ باکی دوستی کلک؟ خوب خشلتدیر ها.غلط میکنن بزار برات خرج کنن

دلم واسه شیطنت های پارسال تنگ شده.

ههههههاااااااااااااااا لیییییللللللللااااااااااااا امسال افتادیم تو دل شهناز. اما اصلا حال نمیکنیم. تو نباشی نمیشه.این محدثه هم که بلد نیست شماره بگیره. منم که اهل این کارا نیستم

کاری نداری برم

دوسسستتتتتتتتتتتتتت دارم

چخ اشششششششششح سن

بببببببببببووووووووووووووس ببببببببووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 23:29 PM توسط یه دختر بد|

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

چطوری دخمل

الان منو زهرا و مرضیه و مینا در کتابخانه مشغول الافی هستیم جات خیلی خالیه

دلمون هم برات کلی تنگ شده اما باور کن دستمون بهت برسه ده دقیقه بیشتر زنده نیستی باور نداری ؟ امتحانش مجانیه فقط یکم میمیری همین

مینا میگه نیه گلمیسن مدرسیه هان ؟ ( دقیقا همین شکلی )

زهرا هم ابراز احساسات میکنه و میگه خیلی خری و ی زنگ بزن شماره ات بی افته

مرضیه هم از بس خوشحاله زبونش بند اومده نمیدونه چی بگه هی میگه من چی بگم

 

اینم ی عکس ناز واسه لیلی ناز خودم

 

 

خیلی دوستت داریم عجیجم مواظب خودت باش

زود زود بهمون سر بزن

مووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووچ

نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 12:29 PM توسط یه دختر بد|

سلام لیلا. صبام. چیییییییییییطوری دختر؟

اشح دلم برات تنگ شده با

ارومیه, خانوم, نه گیلان, اصلا بیخیالش

اخ انقدر دلم برات تنگ شده یروز هماهنگ کن بیا ببینیمت

دیشب خوابتو دیدم,دیدم اومدی به دیدنمون

وای لیلا پریروز انقدر تو کلاس با بچه ها عکس و فیلم گرفتیم, جات خالی

اخ اخ چه روزایی داشیم

دلم یه کوچولو شده برات

لپو بیار جلو            بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

دوشت دایم

فعلا بابای عزیزم

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 14:45 PM توسط یه دختر بد|

برای لی لی

سلام دخی کجایی تو ؟ ؟ ؟

کجایی بیمعرفت ؟ نمیگی من تو سردرودم یه دوستایی دارم ؟

دختر گل دلم لک زده واست کجایی دختر آتیش ؟

اصلا این گوشیت چرا خاموشه ؟

؟؟؟؟؟؟؟

سردرود مثل همیشه است اما لیلا رو کم داره هنوز اینجا هیچکس به نبودت عادت نکرده

همه دلتنگتن ، هروقت تو مدرسه یه آتیشی میسوزونیم یاد تو میافتیم

یاد لیلی یاد آناناس ، یاد دل دریات ، بی مرام بیا و یه سری بهمون بزن

بهت میل میزنم

راستی یه زنگ بهم بزن منتظرتم

 

 

 

 

 

اینم مخصوص لیلی که بدونه چقد دلتنگشم

 

 

 

بووووووووووووووووووووووووووووس برا لیلی گل خودم

خیلی مواظب خودت باش

دلم ناجور تنگته

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 13:23 PM توسط یه دختر بد|

تا حالا موتور سواری یه دخترو دیدین ؟

ندیدین ؟

تا حالا یه دختر عشق لاتی دیدین

اینم ندیدین ؟

تا حالا دیدن یه دختر وسط خیابون با موتور تک چرخ بزنه ؟

یا دیدین یه دختر لایی بکشه و 260 تا سرعت بره ؟

ندیدین ؟ اَه شما چقد ندید پدیدین

اصلا نمیگم آدم میگه دیدم دل طرف نشکنه )-:

هیجانم پرید :(

L L

 

آخ گفتم هیجان ، من موتور گنده میخوام از اون هندا بزرگا یه قرمزشو

بشینم ترک موتور با تمام توانم گاز بدم و ویییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییژ

من موتور روندم

خ خ خوبه

من عاشق موتورم موتور قرمز

من سقوط آزاد از ارتفاع بالای 500 متر میخوام

من پرش از سقف ایران میخوام

دلم لک زده واسه بکس و بزن بزن ، واسه دویدن ، واسه داد زدن

دلم دعوا میخواد خ وقته دعوا نکردم

خیلی وقته صورت هیشکی رو آسفالت نکردم

من ادرنالین خونم میخاره

دلم فیلم ترسناک میخواد ، فیلم خون آشاما ، فیلم بزن بزن وااااااااااو

موضوع هیجانو بیخی یه چی یادم افتاد

آق چند وقت پیش امتحانو finishکرده بودیم و مشغول شغل محترم الافی جلو حوزه ایمتحانیمون (تو حدودای هیفده شهریور قدیم ) بودیم از اونجایی که امتحانو جوری داده بودیم که مطمئن بودیم به تبصره و اینا نیاز ناریم به شدت خوشحال بودیم و هی داشتیم انرژی مثبت پخش میکردیم و منتظر تشریف فرمایی سرویس محترم schoolبودیم که یکهو ...

یه موجودی از 40 متر اون ور تر داشت بهمون نزدیک میشد از اونجایی که من اهل دروغ و اینا نیستم نمیگم پسر بود چون خودمم شک دارم

همه نگاها به سمت جناب ایشون بود

درجریان هستین که شلوارای رنگی رنگی خ خ خ مد بودو اینا

ایشونم خ upو به روز تشریف داشتن یک عدد شلوار خ خ قرمز و مقداری بلوز های متنوع زرد و آبی و فسفری و نارنجی و بنفش

دو دانه کفش که مخلوطی از سفید زرد و آبی (شیت) بود و لنگه به لنگه هم بود و بنداش یکی بود شیش تا نبود بود

یک عدد کیف به شدت سبز سبز محکم خ محکم

موهاشونم با تمام رنگای موجود در لباساشون ست بود

مقدار صد لیوان واکس مو و اینا مصرف نموده بودن

مثل اینکه انگشتشونم کل دیشب تو پریز برق بود

آخ با دو سه دقیقه برق گرفتگی موهای هیشکی دو مترو نصفی نمیره بالا

از انواع انگشتر و دستبندو زنجیرو اینام که بگزریم میرسیم به صورت اون جناب

وااااااااااااااااااااااای ابروهاش که از ابروهای مامیم نازک تر بود انقد که من شک داشتم این ابرو داره یا فقط ردش افتاده

لباشونم به اصطلاح خودمون ( مکه ماتیی ورمیشده ) ...

پلکاشونم بللللللللللللللللللللللللللللللللللللند من یچی میگم شما یچی میشنوی

فقط یه انتقاد سازنده دارم رژگونه نداشت

آتام گردشیم کل دخترا و پسرا و ماماناو باباها دهنا به شعاع 20 سانت باز، چشما بیرون از حدقه به اون جنناب نیگا کردیم ولی من به شما قول صد در صد میدم هیشکی نتونست به این نکته پی ببره که فرد مورد نظر دختره یا پسر از اونجایی که نشونی از شال و روسری نبود احتمال پسر بودن موجود است و یجای دیگه که مشاهدات ما با تعاریفی که از پسر و مرد داشتیم هم خونی نداشت احتمال دختر بودن هم موجود است

ایشون یا دختر بودن یاااااااااااااا دختر بودن یا بازم دختر بودن البته حیف دختر که به ایشون بگیم دخترا خ خ خ خ خ متین ترو بهتر از ایشونن پس ایشون همون بهتر که پسر باشن و ابروی دخملای گلو نبرن

کالا ما موندیم تو کف و نمتونیم بیرون بیایم

خلاصه که اینجوریا

 

خیلی خندیدین بزارین یکم ضدحال بزنم

چند روز دیگه اول مهره و مدرسه هام کم کم میخوان open  شنو آخ مامانم اینا ا ا ا ا ا

مخوامتون هوارتا

دخملای بد  خ خ خ خ ارادت دارن خدمتتون

مخلصیم مشتی

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۱ساعت 17:48 PM توسط یه دختر بد|

تا حالا آقايی رو ديدين در حال فکر کردن باشه ؟؟؟؟من که هر وقت ديدم اين قدر خنديديم که انگار خنده

دار ترين جک دنيا را برام گفتن.

بعضی از آقايون وقتی فکر ميکنن با سبيلهاشون ور ميرن و اونها را ميکنن طوری که وقتی فکرشون تموم

شد و خواستن راه برن ميبينن تعادلشون به هم ميخوره .

بعضی از آقايون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو ميگيرن به دو طرف صورتشون وهی دستاشون رو

بالا پايين ميکنن مثل اين که دارن صورتشونو ميشورن طوريکه وقتی فکرشون تموم ميشه صورتشون

پوست انداخته وبايد ۱۰۰۰۰ تا پماد خرجش کنن.

بعضی از آقايون وقتی فکر ميکنن تا منتها اليه انگشتانشان را داخل بينی فرو کرده و ميچرخانند طوری که

 آشغالهای بينی که سهله؛مايه ی برون مغزی و درون مغزی هم مياد بيرون.

بعضی از آقايون وقتی فکر ميکنن بدنشان به خارش ميافتد از نوک انگشتان پا تا فرق سرشان که شپشها

کيلو کيلو از ان ميپرند بيرون.خلاصه اينکه کوره های روی پوستشون کنده ميشن.

خلاصه آقايون با فکر کردناشون کارای خنده دار ديگه ای هم هست که انجام ميدن اما چون ميترسم روده

تون از خنده بترکه فعلآ نميگم.

فوايد فکری در آقايان:به پوست اندازی ونظافتشان کمک ميکند. در روحيه و اخلاقشان بسيار موثر است

باعث ساکت شدن آنها ميشود برای اصلاح صورتشان مفيد است.

نتيجه گيری اخلاقی:هر وقت احساس کرديد مردی احتياج به نظافت عمومی دارد به او سوژه ای برای فکر

کردن بدهيد.

استدلال ثابت شده اين قضيه:

آقايان زياد فکر ميکنن اما هيچ وقت از فکرشان نتیجه نمیگیرند.

آقایان حرف زیاد میزنند ولی بلا استثناء هیچ کدامشان به آن عمل نمیکنند
نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۱ساعت 12:18 PM توسط یه دختر بد|

سام علیییییییییییییییییییییییییک

چطو مطورین ؟

کیفتون کوکه ؟

حالتون خوبه ؟

دلم واسه تک تکتون شده قد انگشت کوچیکه ی دست راست مورچه

با تابستون چه میکنین ؟ 

خوش میگذره ؟

ما که خفن داریم حال میکنیم

آدم که از شرمعلم جماعت خلاص میشه میتونه راحت نفس بکشه

باس برم

عجله دارم شدیییییییییییید شرمنده باس زودی برم

میمیرم واس همتون از دور

هواتونو داریم

هوامونو داشته باشین

چاکریم

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 17:41 PM توسط یه دختر بد|

فاطمه جونم سلام

خوبی قربونت بشم ؟

میدونم خیسه چشمات . میدونم دل بزرگت پر غمه . میدونم عزیزم . حتی بیشتر از دونستن حست میکنم . درکت میکنم . میفهممت

خواهرات ناراحتن واست غصه دارن واست

دلشون پره بخاطر درد خواهرشون

میدونم دیر کردیم خیلی زودتر باید می اومدیم اما باور کن هممون به فکرتیم مارو تو غمت شریک بدون

یادته همیشه میگفتی هرچی خدا بخواد  ؟ رفتن برادرتم خدا خواسته دیگه

غصه نخور عزیزم

ماهم تو غمت شریکیم پشتتیم و خیلی خیلی دوستت داریم

روحش شاد

( یک دقیقه سکوت به احترام برادر ۱۵ساله ی فاطمه ی عزیز )

لطفا سه تا صلوات برای شادی روحش

از طرف همه ی مهندسای آینده

نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۱ساعت 10:43 AM توسط یه دختر بد|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 

 Design By : Pichak